شورای کتاب کودک 50 ساله شد چاپ
تازه ها
شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۱ ساعت ۰۶:۰۶

 

جشن 50 سالگی شورای کتاب کودکروز 29 دی ماه 91 جشن 50 سالگی شورا در محل شورا، برگزار شد و گروهی از بنیان گذاران با حضور در جمع اعضا نیم قرن فعالیت شورا را در زمینه ادبیات کودک گرامی داشتند.

دی ماه 91 شورای کتاب کودک 50 ساله شد. مسئولان شورا در روز 29 دی ماه، با حضور گروهی از بنیانگذاران و اعضای شورای کتاب کودک 50 سالگی شورا را جشن گرفتند. در این مراسم همۀ بنیان گذاران حاضر درمراسم، از جمله: خانمها و آقایان: توران اشتیاقی، دکتر عباس حری، شهناز خانلو، دکتر نورالدین زرین کلک، پرویز کلانتری، یحیی مافی، توران میرهادی و محبوب نورصالحی برای نسلهای فعلی شورایی صحبت کردند و خاطراتی از روزهای گذشته نقل کردند و بدین ترتیب یاد روزهایی از سال 1341 را زنده کردند. از جمله خانم توران اشتیاقی، یکی از بنیان گذاران شورا، شکل گیری شورای کتاب کودک را به روشنی و به اختصار بیان کردند. گفتنی است مطالبی که خانم اشتیاقی عنوان کردند قبلا برای مراسم بزرگداشت خانم میرهادی در وزارت کشور تهیه شده بود. مراسمی که اجرا نشد     اما چون مطالب همچنان به اعتبار و قوت خود باقی بود، در فرصت پیش آمده دوباره عرضه شد و به پیشنهاد خانم اشتیاقی اکنون این نوشته در اختیار اعضای شورای کتاب کودک و علاقمندان دیگر قرار می گیرد.

  

 * * *

سال 1338 بود. در دفتر مدرسه فرهاد انتظار مدیر مدرسه را می کشیدم تا پس از آشنایی با و تقاضای خود مبنی بر استفاده از امکانات مدرسه برای کارآموزی و تدریس عملی دانشجویان تربیت معلم را مطرح نمایم بچه ها برای انجام مراسم صبحگاهی سر صف بودند به طرف پنجره کشیده شدم، برخاستم و ایستادم. در مقابل صفهای دانش آموزان خانم جوانی پرشور و با نشاط حرکات ورزشی را به سبکی انجام می داد و کودکان را رهبری می کرد. ورزش تمام شد و خانم جوان به دفتر آمد چون قبلا قرار این دیدار را با من گذاشته بود، به سرعت با هم آشنا شدیم این خانم جوان پرشور پر انرژی با نشاط کسی جز توران میرهادی نبود. این برخورد اول و آشنایی من     با یک معلم ورزش فعال با نشاط بود. مدت زیادی نگذشت که این آشنایی به همکاری تنگاتنگی بدل شد. شاید یکسال پس از این دیدار بود که با جمعی حدود 40 نفر در سالن مدرسه فرهاد جمع آمدیم. طیفی از استادان زبان و ادبیات فارسی، هنرمندان و شعرا و نویسندگان صاحب نظران تعلیم و تربیت، کتابداران، مربیان و افراد دست اندرکار کتاب کودک، بازهم آن کس که به سائغۀ هدف متعالی اش در آن زمان چنین جمعی را گرد آورده بود کسی نبود جز خانم میرهادی. همۀ دعوت شدگان جسته و گریخته اشاره ای به مقولۀ کمبود ادبیات کودکان و در کل نبود مواد خواندنی در جامعه داشتند ولی اشاره و پیشنهادات همه بدون شکل و غیر روشن بود (مدعوینی مثل آقای دکتر خانلری و خانم خانلری هم بودند که حرفهای درستی داشتند ولی راه حلی ارائه نمی دادند). به سرعت، به همت خانم میرهادی همه افراد حاضر درجلسه به عنوان هیئت موسس شورای کتاب کودک دست اتحاد به هم دادند و نهاد جدید مستقل از وزارت فرهنگ و هر نهاد دولتی دیگری تشکیل گردید. سعی دارم در نقل خاطراتم به جزئیات نپردازم زیرا چهل و چند سال کار فشردۀ متراکم و وسیع انجام شده است که طرح همۀ آن چیزی می شود، حدود 2- 3 جلد از مجموعۀ خوب تاریخ ادبیات کودک که خوشبختانه بانیان این کار بزرگ به خوبی از عهدۀ تنظیم این مجموعۀ نفیس برآمده اند  و برای علاقمندان سیر گشتی جذاب و مفید را در دنیای مملو از ابتکار و تلاش ممکن ساخته اند.

درواقع من جهشهایی خواهم داشت در این موضوع. آری هیئت مدیرۀ شورای کتاب تعیین شد و کار آغاز شد. هرهفته جلسات هیئت مدیره درخانۀ همکار بسیار عزیز شورا سرکار خانم لیلی آهی تشکیل می شد. امروز هم تأکید می کنم. جای دارد که همه از این عزیز غایب برای چند دهه تلاش بی وقفه و صمیمانه ایشان قدر دانی کنیم و سپاس چند نسل این سرزمین را که به انحاء مختلف از ثمرۀ عشق و کوششاین معلم بهره برده اند در هرجاکه هستند به حضورشان تقدیم داریم و از خداوند سلامت وجودشان را آرزو کنیم. باری به زودی برای هریک از اعضای هیئت مدیره مسئولیت خاصی تعیین گردید. همه ما به هدف شورا می اندیشیدیم و در راه تحقق آن مشتاقانه تلاش می کردیم و لی خیلی کار می برد که مردم عادی اعم از اولیا و مربیان مسولان آموزش و پرورش ، ناشران و نویسندگان و دیگران به هوش بیایند و متوجه شوند که کمبودی وجود دارد. به کمبود کتاب مناسب برای کودکان و نوجوانان معتقد شوند و به پیشنهادهای شورا بیندیشند و عمل کنند. من خود اعتراف می کنم که گاه برخورد با ناشران ( من وظیفه ارتباط با ناشران را داشتم) و مدیران مدارس برای مدت کوتاهی مرا مأیوس می کرد و اینهمه تلاش را کم میافتم دیگر دوستان هم گه گاه کم می آورند. اما آنکه هرگز ناامیدی به چشمش نمی آید خانم میرهادی بود. خانم میرهادی بود که منشاء آن همه تلاش بود. یک نکته درتمام آن سالها آزارم می داد و آن اینکه خانم میرهادی با تمام نیرویی که در برانگیختن اعضا می کرد و سبب حرکتی شده بود که به مرز غلیان رسیده بود. اما خودش پیوسته در سایه بود. انتظار این بود که  مسئولان جامعه او را به خوبی تحویل بگیرند و شرایط را برای رسیدن به هدفی که مطرح کرده بود و حالا جمعی را به دنبال خودکشانده بود فراهم سازند. انتظار این بود که نهادهای ذیصلاح صریحا از هدف ونظر خانم میرهادی استقبال کنند از فکر و تلاش و دلسوزی اش تقدیر نمایند  و مشکلات را از سر راه همفکرانش بردارند که متأسفانه چنین نبود و جز عده ای اهل درد کسی قدردانی لازم را به جا نمی آورد. خوب به تدریج طی کوششی که چند سال صورت گرفت شورا توسط خودمردم شناخته شد و ناشران با گوشزدها و راهنمایی های شورا به هوش آمدند. نویسندگانی اختصاصا برای کودکان نوشتند، شاعرانی به نیت کودک و نوجوان سرودند، اولیا کم کم توجه کردند که وقتی می خواهند برای کودکان هدیه تهیه کنند به کتاب هم گوشه چشمی داشته باشند. کتابخانه های کودک و نوجوان خود کودکان هم به این نیاز آگاه شده بودند. تدریس ادبیات کودک برای دانشجویان رشته های تربیتی اجرا می شد و کتابخانه های کودک جای خود را درجامعه به دست آورد. از طرفی رشته ای ازفعالیتهای شورا ارتباط جهانی را با نهاد مشابه در جهان برقرار کرد و شورای کتاب کودک ایران به اعضای آن سازمانها شناسانده شد و به آنها پیوست من شخصا خوشحالم که آرزوی چندین ساله ام کتاب کودک اینک علاوه برایران توسط سازمانهای فعال در ادبیات کودکان در جهان هم برآورده شده است وهمه جریانها و اشخاصی که به نحوی با کار ارزنده و پویای شورای کتاب کودک و پایه گذار اولیه آن آشنا هستند خانم توران میرهادی را به حق شایسته قدرشناسی می دانند. تا آنجا که من به یاد دارم خانم میرهادی اولین کسی بود که نخستین سنگریزه را به دریای راکد از نیازهای کودکان این سرزمین پرتاب کرد و امواجی به وجود آورد که به تدریج قوی تر و فراگیر شدند و غلیان و جوشش یافتند. آری خانم توران میرهادی جوان سالهای سی که من می شناختم در واقع عمرش را روی هدف والای انسانی اش نهاد. امید که خود نیز از این تلاش خرسند باشد و شیرینی این پیروزی را در کام خود بچشد. سرکار خانم میرهادی درود همه ما را همراه با سپاس کودکان چند نسل که مدیون شما هستند بپذیرید.

 

 جشن 50 سالگی شورای کتاب کودک

 

  Sitemap